خرید بک لینک

درباره سایت

عشق من سعیده

تقدیم به عشقم سعیده...... تمام احساسات بی اندازه ی من تقدیم به تو که آرام جانمی.... نمی دانی چشمانت بامن چه کرده اند.آن چشمان عسلی ات مرابه آتش کشیده وباهرنگاهت نفسم بندمی آید نمیدام توچه داری که من رااین گونه مست خودکرده ای ولی به این امید وارم که تونیز قدری مرادوست بداری.... وقتی دستانت رادردستم میگیرم دنیاراسکوت فرامیگیرد ومن عاشق این لحظاتم..... نمی دانی وقتی باهم قهرمیکنیم من چه زجری میکشم آن روزرایادت است آن قدرگریه کردم تاآمدی ییشم من قهر کرده بودم ولی نتوانستم دوریت راتحمل کنم ومحبت راازتوگدایی میکردم وتو مهربان ترازهمیشه بادستان نوازشگرت آمدی سراغم ودنیارا به من هدیه کردی..... خیلی سخته داریم ازهم جدامیشیم نمیدونم بایدچجور تحمل کنم ولی ای بهترینم این راخوب میدان هرگز فراموشت نخواهم کرد.... بخند که خنده هات دنیاروبه من میده ...... وقتی نباشی تمام احساسات من خواهد مرد پس پیشم بمان سهیده بمان تروخدا نرو.... میدونم بی فایدست.....این همه گریه بی فایدست...این همه التماس بی فایدست... تومیروی ومرابایک کوه خاطره تنهامی گذاری ومن می مانم واین خاطراتت.....سخته سعیده خیلی سخته.....نرو...کاش نمی رفتی...خدایا سعیره روازم نگیر ازت خواهش میکنم....تو که میدانی اون تمون دنیای منه.... زندگی چیست خون دل خوردن اولش رنج وآخرش مردن R11+S7=LOVE

امکانات وب

فردا



فردا روز دیگری است

که بی تو بر عمر تلف شده افزوده میشود....

همین روزها روز رفتن از راه می رسد

و من طوری از خیال تو گم می شوم که انگار هرگز نبوده ام….!

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 26 ارديبهشت 1393 ساعت: 22:31

روز تولد تو میلاد عشق پاکه

 

برای شکر این روز پیشونی ام به خاکه

من سر سپرده هستم تا مرز جون سپردن

با یک اشاره تو حاضر برای مردن

تولد دوست محجوب و نازنینمون الهام عزیز مبارک-elham24

تولدت مبارک گلم.............تولد دوست محجوب و نازنینمون الهام عزیز مبارک-elham24

تولد دوست محجوب و نازنینمون الهام عزیز مبارک-elham24تولد دوست محجوب و نازنینمون الهام عزیز مبارک-elham24

 

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 26 ارديبهشت 1393 ساعت: 22:20

کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟

بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟

و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که

چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 26 ارديبهشت 1393 ساعت: 0:06

سلام سعیده جونی

لعنت به این زندگی که هرکسی رودوست داشته باشی ازت میگیره

توروداره ازم میگیره

سعیده حداقل فراموشم نکن

من بی تونابودمیشم

قبلا هم بهت گفتم

شایدبعدتوزنده باشم وزندگی کنم ولی هیچ وقت زندگی لبخندمونمیبینه داغ یه خنده روبه دل دنیامیزارم که خنده روازم گرفت

ازخداگله دارم

که چراوقتی  تورابهم داد حالا داره ازم میگیردد؟؟؟

دلم شکسته صدای شکستنشو شنیدم ومرهم قلبم تنها توهستی

بزارروراست بت بگم

وقتی گریه مینم مث بچه ها که مامانشونامیخوان من فقط تورامیخوام

اشک من امروز برای توبود برای ترس ازدست دادن تو.......

ازپیشم نرو......

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت: 22:59

http://up.vbiran.ir/uploads/4256139936630541129_10249324_1422219901372507_533370505_n.jpg

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:24

کسی که سکوتتو نفهمه ، معنی حرفاتو هم نمیفهمه :)
 

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:23

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.

خدا بین انگشتا فاصله قرارداد تایکی بیادو اون فاصله هاروپرکنه

فاصله ی دستاموپرکن.......

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:04

سلام سعیده جونی

هیچ وقت منابانفی ومهشادتنهانزار

چون وقتی میبین باوجود اونانمیتونم پیشت باشم خیلی عذاب میکشم

باورت میشه فقط 2روز مونده

سعیده من نابود میشم کاش نمیرفتی........

دلم میخواد تنهاباشیم نه نفی ومهشادی نه رومیناوزکول

خودم وخودت

ولی هیچ وقت نمیشه..........                                

سعیده خیلی دوستت دارم ........آرام جانم  تنهام نزار......

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت: 17:45

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!

 

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 19 ارديبهشت 1393 ساعت: 14:50

سلام اگه میخواید بخندید توصیه میکنم به این وبلاگ حتماسربزنید.......

بزنیدا.........

www.khorshid7114.blogfa.com

 

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 23:51


 

 نمیدانی  لب هایت ازعسل هم شیرین تراست

روزی تراجوری خواهم بوسید که تاعمرداری مزه اش زیرزبانت بماند.....

عاشقتم سعیده

برچسب: لب هایت,عاشقتم سعیده, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:51

 

 

 

از گندم پرسیدند عشقت کیه؟از خجالت زرد شد!
 

از گل پرسیدند عشقت کیه؟از خجالت سرخ شد!
 

از یخ پرسیدند عشقت کیه؟از خجالت آب شد!
 

از من پرسیدند عشقت کیه؟
 

با افتخار گفتم عشقم کسی است که این وبلاگ رو براش ساختم!!

برچسب: افتخارمیکنم, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:47

ساده می گم

خیلی ساده

دوستت دارم صادقانه

به اندازه 10تای کودکیم دوستت دارم!

به اندازه 10*10تای سوم دبستان دوستت دارم!

به اندازه مفهوم بی نهایت در پنجم دبستان دوستت دارم!

به اندازه عدد آووگادرو در اول دبیرستان دوستت دارم!

به اندازه قطر یک اتم دلم برایت تنگ شده :">

 

برچسب: دوستت دارم , نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:45

حکم. . .

 

 

بار آخر!دست آخر!

من ورق را با دلم بر می زنم!

بار دیگر حکم کن،اما نه بي دل!

با دلت ،دل حكم كن!

حكم دل؛

هركه دل دارد بياندازد وسط ... تا كه ما دلهايمان را رو كنيم!

دل كه روي دل بيفتد،عشق حاكم ميشود!!

پس به حكم عشق،بازي ميكنيم!!

اين دل من!!

رو بكن حالا دلت را!

دل نداري؟!

بر بزن انديشه ات را...

حكم لازم...

دل سپردن،دل گرفتن

هر دو لازم.

برچسب: حکم,عشق من سعیده, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:28

سلام میخوام یه نظرسنجی بزارم لطفانظرتونابگید

من دخترم یاپسر؟؟؟؟؟

برچسب: نظرسنجی,دختریا÷سر, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 2:24



هیچوقت روی احساس کسی پا نزار شاید ندونی ک اون عاشق ترینه اما وقتی به احساسش ضربه بزنی اونوقته ک قدرشو میدونه اما دیگه خیلی دیره.............

برچسب: احساسات,عشق, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت: 2:28

سهــم من از دنیــــــــــــا

 

 

نداشتن است ...

 

تنهـــــا قدم زدن در پیاده رو هــــــا

 

و فكـــــــر كردن به كســـــی كه

 

04.jpg

هیــــچ وقت ب فکرم  نبود...

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1393 ساعت: 21:31

خیلی مواظب باش

اگه باشنیدن صداش دلت لرزید

اگه ازبدی هاش فرارنکردی وموندی

دیگه تمومه اون شده همه دنیات

همه ی دنیای منی سعیده.......

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1393 ساعت: 21:25

وقتی مرا در آغوش میگرفت، چشمهایش را می بست.....

نمیدانم از احساس زیادش بود یا خودش را در آغوش دیگری تصور میکرد.....!!

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1393 ساعت: 21:22

 با او تماس گرفت : چرا ؟ مگه من چی کار کردم ؟

دختر در جوابش : تو ... نه عزیزم تو خیلی پاکی ... ولی من ... تو لیاقتت بیشتر از منه ...

گفت : این حرفا چیه ؟ تو می دونی یا من ؟ من دوست دارم ... به خدا بدون تو می میرم ...

دختر گفت : این از اون دروغا بودا ... ولم کن ... ازت خسته شدم ... تو زیادی عاشقی ...

پسر : مگه بده آدم عاشق باشه ... ؟

دختر : آره واسه من بده ... عشق دروغه ...

پسر : نه به خدا من عاشقتم ...

دختر : ولم کن حوصلتو ندارم ...

پسر آهی کشید و گفت نه تو رو خدا نمی خوام از دستت بدم ...

صدای قطع شدن مکالمه آمد ...


تازه به خانه رسیده بود ... وارد اتاقش شد و با دیدن عکس او در پشت زمینه ی کامپیوترش ، اشکش جاری شد ...

آهنگ مورد علاقه ی او را گذاشت تا پخش شود ...

به اواسط آهنگ رسیده بود که بغضش ترکید ...

بود و نبودم ... همه وجودم ... آروم جونم ... واست می خونم ... دل نگرونم اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم ؟

گرمی دستات ... برق اون نگاه ... یادم نمیره طعم بوسه هات ... کاشکی بدونی اگه نباشی ... می شکنه قلبم بی تو و صدات ...

و می گریست ...

بدون شام خوردن به رختخواب رفت ... و با فکر او به خواب ...

ساعت 3:12 بامداد بود ... از جا پرید ... خواب او را دیده بود ...

بلند شد و روی تختش نشست ... به بی معنی بودن زندگی بدون او پی برده بود ...

نمی خواست دیگر با هیچ کسی باشد ... پیامکی ارسال کرد :

" الان که این پیامک رو می خونی جسمم با تو غریبه شده ولی بدون روحم همیشه دوست داره ، دیدار به روز بیداری بدن ها ... دوستت دارم ... بای "


به بیرون از اتاقش رفت ... داخل آشپز خانه شد ...

پنجره ی آشپز خانه به اندازه ی او بزرگ بود ...

داخل کوچه را نگاهی کرد ...

سکوت در کوچه ی ساختمانشان فریاد می کشید ...

پنجره را باز کرد ...






با باز شدن پنجره ، شب به داخل خانه نفوذ کرد ...

پاهایش را از پنجره بیرون گذاشت ... و بدنش هنوز لب پنجره بود ...

و وداع کرد ...

صدایی سرد از کوچه آمد ... ساعت 3:34 دقیقه بامداد بود ... جسمی به پایین افتاده بود ...

نخواست مزاحم کسی بشود برای همین نیمه شب را انتخاب کرد ...

و روحش به آرامش ابدی رسید و جسمش نصیب خاک شد ... همانطور که از خاک آمده بود ...


صبح مادرش قبل از اینکه به آشپز خانه برسد داخل اتاق پسر شد ...

پسر را نیافت ...




ولی گوشی او را در حال زنگ خوردن دید ...

تماس هایی پشت سر هم و بی وقفه از یک دختر ...

و ده ها پیام یکسان در گوشی دید که تازه از طرف دختر ارسال شده بودند :

" نه تورو خدا نه ... نمی خوام دیگه ازت جدا باشم .... فکر کن حرفای دیشبم فقط یه شوخی بود ...

تورو خدا ازم جدا نشو .... بخدا منم دوستت دارم "

زمان ارسال پیام ساعت 3:35 دقیقه ی بامداد بود ...




و مادر ... وارد آشپز خانه شد ... طبق عادت از پنجره به پایین نگاهی کرد ....

 

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 22:52

عکس عاشقانه,عکس عاشقانه جدید

توهم می دانی دیوانه ام کردی آن قدرکه درنبودت مسخ میشوم .......نروپیشم بمان که محتاج توام........

سعیده این قدر عذابم نده دختر.........

ماه همیشه پشت ابر نمی ماند گاهی پشت دستان تومیماند وقتی گریه میکنی

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 22:53

بي حس شده ام از درد !
از بغــض !

فقط گاهـی

خـط ِ اشکی… میسـوزانـد صـورتـم را.

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:45

c6b10350a011a706014ee43cf8cdf60b_500.jpg

گفت : دعا کنی، می آید؛ 

 

گفتم : آنکه با دعایی بیاید به نفرینی میرود؛

 

خواستی بیایی،

 

با دعا نیا، با دل بیا ...!!

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:43

حسـ ـ ـ ــ ـرت یعـ ـنے  روبـ ـرویـ ـم نشـ ـسته اے

و...

بـ ـاز خیـ ـسے  چـ ـشمانم را آن دسـ ـتمال خـ ـشک و بے  احـ ـساس پاک

کنـ ـد.

برچسب: نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:40

به آن هایی که دوستشان دارید

بی بهانه بگوییددوستت دارم

بگوییدکه دراین دنیای شلوغ

سنجاقشان کرده اید به دلتانبوس

 

برچسب: سغیده جانم, نویسنده: دیوونه11 تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:46

صفحه بندی